كشور را به كجا مي بريد؟

سه شنبه 22 آوريل 2008


این یادداشتی است که دو روز پیش نوشتم و در روزنامه سرمایه به چاپ رسید.

در افق چيزي ديده نمي شود. گاه چنان است كه ملتي سراسر يك سال گرفتار مصيبت مي شود. دوراني مي رسد كه همه آنچه ممكن است ضايع شود، واقعا ضايع مي شود. رنج و محنت ناشي از هزينه هاي بالاي زندگي عميق تر و عميق تر مي شود. گويا در يك جاده بن بست به پيش مي رويم كه بدون جهش هاي ناگهاني نمي توانيم خود را از مواجهه با آن نجات دهيم.ايران سال 87 چنين به نظر مي رسد. دولت زين اسب قدرت را محكم چسبيده است. هرچند نيرويش تحليل مي رود، اما آن را رها نمي كند.

دوستان گذشته، خود را از صف رييس جمهوري كنار مي كشند و از او رومي گردانند.

انتقاداتي كه تا پيش از اين زمزمه هايي درگوشي بود و در محافل خصوصي و مهماني هاي دوستانه به زبان مي آمد، اينك در تريبون هاي مختلف و از سوي مراجع مختلف فرياد زده مي شود.

بالاترين سطوح روحانيت سنتي ايران عملكرد دولت را به نقد كشيده اند، در حوزه هاي نظارتي، سازمان بازرسي كل كشور رفتار دولت در حوزه مسكن را به خاطر برخوردهاي سليقه اي غيركارشناسي و برنامه ريزي هاي كوتاه مدت به نقد گرفته است.

مجلس همواره همراه دولت، يكباره و به علني ترين شكل ممكن به شدت مورد هجمه دولت قرار گرفته است. هرچند مجلس نشينان كم ترين توان دفاع از خود را دارند. رييس جمهوري تقريبا تمام ناكامي هاي پيش آمده را متوجه آن ها كرده است. آن ها اما با انفعال تمام در اين يك و نيم ماه پرخبر و پرتنش چشم به صندوق هاي راي انتخابات مجلس هشتم دوخته اند. به نظر مي رسد براي آن ها اين صندوق از هر آنچه روي داده و در پيش است، مهم تر جلوه مي كند. اين نتيجه به سلطه كشيدن نهادي است كه قرار بود «عصاره فضايل ملت» باشد اما اكنون به يكي از ضعيف ترين ها تبديل شده است.

احمدي نژاد، رييس جمهوري در 30 روز گذشته دو مرتبه به طور رسمي از مردم پوزش خواسته است. دولت در يك نقطه عطف قرار گرفته است. تمام اين دو سال و 9 ماه يك طرف و فروردين 87 يك طرف ديگر. در حالي كه رييس جمهوري در سفر استاني خود به قم وزارت اقتصاد و شبكه بانكي منصوب خود را متهم كرد كه فرمان هايش را اجرا نمي كنند، وزير اقتصاد در واكنش به اين سخنان حرف هايي زده كه خيلي ها را خوش نمي آيد و بانك مركزي هم خبر از اتخاذ يك بسته سياستي داده كه نارضايتي برخي وزراي موثر دولت را در پي داشته است.

همان گونه كه پيش بيني مي شد سياست هاي انقباضي بانك مركزي در تقابل جدي با سياست هاي انبساطي دولت قرار گرفته است. تضاد موجود در اين دو سياست اين روزها خود را بيش از گذشته نمايان كرده است و در صورت عدم بكارگيري تدبيري كارساز كشور را به لبه پرتگاه خواهد كشاند.

تقريبا تمامي وزرايي كه از دولت نهم كنار گذاشته شدند، پس از فروكش كردن امواج، لب به شكايت گشوده اند. اما دانش جعفري پيش از اين كه جانشين جوانش وارد حوزه وزارتي شود، ناراحتي خود را بروز داده است. اين روزها آشفتگي در جمعي كه پيش از اين احمدي نژاد در وبلاگش آن را يك جمع منسجم و مصمم نام برده روز به روز پررنگ تر مي شود.

اكنون با دستور رييس جمهور عملا اين بسته سياستي بانك مركزي برگشت خورده است. با اين همه وصفي كه فقط اندكي از اوضاع را نشان مي دهد شايد محق به پرسيدن از مسوولان محترم در دولت و مجلس و ساير نهادها باشيم: «برادران، كشور را به كجا مي بريد؟»





6 پيامهاى سخنگاه

  • كشور را به كجا مي بريد؟ 23 آوريل 2008 04:35, بوسيله ى حسن بهشتی پور

    جناب اقای امویی به شمابه خاطر شجاعت و درک عمیقی که از مسائل روز کشورمان دارید تبریک می گویم اما عزیزم ما نباید در طرح مسائل و مشکلات و ریشه یابی آنها بمانیم مقاله خوب شما در روزنامه سرمایه باید به راه های برون رفت از بحرانی که کشور در آن گرفتار آمده هم بپردازد . اکثر مقالات ما روزنامه نگاران به طرح مسائل و مشکلات و ریشه یابی آنها می پردازد و کمتر به ارائه راه حل ها برای خارج شدن از گرفتاری های موجود بویژه در بخش اقتصادی آن می پردازیم در هر حال خدا قوت همین قدرش هم خیلی خوب است

    پاسخ به اين پيام

    • كشور را به كجا مي بريد؟ 23 آوريل 2008 15:32, بوسيله ى علی اصغر رمضانپور

      راه برون رفت؟ چطور متوجه نشدید؟ دولت و سیاست هایش باید کنار گذاشته شود. هرچه زود تر بهتر. با توجه به این که از مجلس فعلی و بعدی این کار کمتر آید تنها راه درخواست عمومی از رهبری کشور برای عزل رییس جمهور است. خوب حالا لابد می پرسید این راه حل را چه کسی دنبال کند؟ خوب معلوم است کسانی که مدعی حل مشکلات کشور از طریق اسلام یا اصلاحات هستند.

      پاسخ به اين پيام

  • كشور را به كجا مي بريد؟ 23 آوريل 2008 06:55, بوسيله ى لیلا صحت

    باتوجه به نوشته های قبلی شما مشخص است که بخاطر چاپ در سرمایه ، سعی کردید لحن ملایمی داشته باشید اما واقعیات سیاه تراز این هاست که اشاره کردید مطلب شما اشاره به بخش بسیار جزئی از واقعیت های اجتماعی ایران است وبرآورد گزارشات مختلف از عرصه های عمومی اجتماعی زنگ های خطر را برای فروریختن انسجام اجتماعی در ایران به صدا در آرورده است اما هرکسی ساز خود را میزند و گو ش شنوایی برای درک و تدبیر در آنچه نباید رخ دهد وجود ندارد در جواب نظر آقای بهشتی پور میشود گفت دوست عزیز آقای امویی یک رورنامه نگار است نه متخصص در اقتصاد و... با رویکرد کنونی هیچ پیشنهادی جز انچه درافکار و ایده های رئیس جمهور میگذرد شنیدنی نیست .

    پاسخ به اين پيام

  • كشور را به كجا مي بريد؟ 23 آوريل 2008 11:30, بوسيله ى ويدا قنبرپور

    آقاي بهمن،مطلب شما،مبتني بر اخبار جاري و علني،دور از شعار و تحليل ارمانگرايانه، مختصروپرسشگرودر يك كلام نمايش روزنامه نگاري عملي ست.به شما بخاطر رسيدن به اين منش و روش نويسندگي تبريك ميگويم.

    پاسخ به اين پيام

  • كشور را به كجا مي بريد؟ 27 آوريل 2008 03:52, بوسيله ى کاوه منزوی

    دوستان عزیز کار روزنامه نگار فقط طرح مساله نیست او می تواند از طریق گفتگو با کارشناسان و بررسی دقیق مسائل تحقیق و پژوهش به ارائه راه حل ها هم همت گمارد ما روزنامه نگاران را در سطح افراد معمولی جامعه می بینیم که قادر نیستند به راه حل ها هم برسند . من با نظر بهشتی پور کاملا موافق هستم و امیدوارم ما روزنامه نگاران از راه حل های کلی و شعاری هم مثل اقای رمضان پور که در دوره معاونت فرهنگی وزارت ارشاد به فکر تغییر وضع نابسامان نبود اما الان درآن طرف آب به فکر راه حل برکناری روزمدارانی افتاده است که خرخره مردم را گرفته اند ول هم نمی کنند .

    پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای بهمن احمدی امویی محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.