حساسیت جمهوری اسلامی نسبت به کار تشکیلاتی

شنبه 28 ژوئن 2008


چرا ایرانی ها نمی توانند کار گروهی انجام دهند. این ناتوانی در تمام عرصه های زندگی ما ایرانی ها گسترده شده است . از کار در یک کار گروه تحقیقاتی گرفته تا در یک موسسه ساختمان سازی و تا حضور در یک جمعی که می خواهد فعالیت های اجتماعی ، حقوق بشری و حتی سیاسی انجام دهد . در تمام این فعالیت ها توان ،انرژی و استعداد این کارگروها هر روز تحلیل می رود ، ضعیف می شود و سرانجام به یک شخص واحد با کمترین اثرگذاری ممکن ختم می شوند. تقریبا هر روز در هر جمع ایرانی شاهد انشعاب هستیم . شرکت های ساختمانی به یک شکل انشعاب دارند،نهادهای اجتماعی به شکل دیگری و احزاب سیاسی هم به نوعی دیگر . اما آنچه در همه این ها مشترک است کمرنگ شدن تمام فعالیت ها و میزان اثرگذاری آنها است . برای همین کمتر شرکت فعال و بزرگ با سابقه بیش از 50 سال در ایران می توان سراغ کرد و کمتر نهاد مدنی و سیاسی با سابقه ای طولانی وجود دارد. جامعه شناسان این فرایند را به استبدادی بودن و استبدادی شدن فرهنگ ایرانی ها نسبت می دهند .

شکل گیری این فرایند را می توان در جامعه امروز مشاهده کرد و به عنوان یک کلاس درس چگونگی استبدادی شدن جامعه و فرهنگ آن را بررسی کرد .

جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام سیاسی که در بیشتر مواقع خوی استبدادی خود را به مردم ایران نشان داده دو خط قرمز مشخص دارد: " شخص اول مملکت ، ایت الله خامنه ای" که کمترین انتقاد و مخالفت نسبت به ایشان تحمل نمی شود .دومی هرنوع "کار جمعی " است .یعنی به نظر می رسد جمهوری اسلامی حساسست زیادی نسبت به هرگونه کار تشکیلاتی و جمعی دارد و همواره سعی می کند مانع هر کاری که در یک ساختار تشکیلاتی و سازمان یافته صورت می گیرد، بشود. حتی اگر این کار تشکیلاتی و سازمانی جمع شدن تعدادی درویش در خانگاه و انجام مراسم راز و نیاز با پروردگار باشد و یا برگزاری نماز عید فطر توسط جمع محدودی از ملی – مذهبی ها ."

برای جلوگیری از سازمانی و تشکیلاتی کار کردن ،معمولا نظام های استبدادی راه های مشخص و تکراری دارند که البته تداوم عمر این نظام های پی در پی، شرایط را به نفع انها رقم زده است.

شایعه سازی در حول شخصیت افراد و نیروهای موثر در این جریان ها به گونه ای که خود اعضای این سازمان ها وتشکیلات نیز ان را باور و باز تولید می کنند، ابتدایی ترین و در عین حال موثرترین شیوه انشعاب سازی و کوچک کردن جریان های سازمانی و تشکیلاتی است . حوزه های مالی و اخلاقی مهمترین عرصه های جریان پرونده و شایعه سازی است . پس از آن تقویت درگیری های درونی این تشکیلات به بهانه هایی چون قدرت طلبی، غیر دموکراتیک رفتار کردن و ناتوانی مدیریتی توسط عمده افراد حاضر در این سازمان ها محور اختلاف افکنی و ممانعت از انجام کار است .

در این مرحله شاهد تشکیل جریان ها ، باند ها و جناح های متعدد در درون این سازمان ها هستیم . با تشکیل این باندهای متعدد، دیگر کار نظام استبدادی با این سازمان پایان می یابد ،آنها خود را کنار می کشند ، به نظاره می نشینند و نابودی آن را لحظه شماری می کنند . در مقابل این حملات، علاقه مندان به انجام کار تشکیلاتی و سازمانی برای جلوگیری از انشعاب و رواج بحث های بی پایه و اساس که قرار است مانع انجام هر کاری شوند ، چاره را در کنار گذاشتن باندهای ایجاد شده در حاشیه هر کدام از افراد سازمان می بینند .

در نهایت این دور باطل تشدید شده و سرانجام یا سازمان نابود می شود و جز پاره هایی جدا افتاده چیز دیگری از آن وجود ندارد و یا اینکه آنقدر درگیر مسائل جزیی و پیش پاافتاده می شود که وقتی به پشت سرنگاه می کنند کاری انجام شده را کمتر می توان یافت .

نگاهی به جنبش دانشجویی ، کارگری ، زنان ، فعالان اجتماعی و سیاسی و حتی رفتارهای روزنامه نگاران در دو سه سال اخیر به خوبی شکل گیری این فراین پیچیده استبدادی را نشان می دهد.

یکی دیگر از دستاوردهای این روال و نظام اختلاف افکنی و پرونده سازی، جلوگیری از ایجاد فرهنگ کار، نوآوری و خلاقیت است . بهره وری نیروهای اجتماعی در این حالت بسیار اندک و بواسطه پراکنده شدن تقریبا فاقد انرژی لازم برای ایجاد تحول اساسی و متناسب با کار انجام شده ، در جامعه است . در مقابل به هر میزان که خوی استبدادی نظام کمتر شود کار و نواوری بهتر خود را نشان می دهد . مرور 10 سال گذشته و شادابی سازمان ها و نیروهای اجتماعی در دوران اصلاحات هشت ساله خاتمی و آنچه در زمان آحمدی نژاد بر آنها رفته به خوبی موید این فرضیه است.





2 پيامهاى سخنگاه

  • موضوع مهمی را باز کردید...

    از یک طرف، مهمترین ضعف مبارزان اجتماعی در کار جمعی است، و از سوی دیگر همین کار جمعی مهمترین پاشنه آشیل و در نتیجه نقطه حساس حاکمیت است...

    روز که بتوان بر این تضاد غلبه کرد، تغییراتی جدی در ایران بوقوع می پیوندد...

    البته، جنبش زنان با جسارت تجربه کردن و آزمودن روش های مختلف کار جمعی در عرصه عمل توانسته است در این مسیر، چشم اندازهای روشنی را بگشاید...

    پاسخ به اين پيام

  • حساسیت جمهوری اسلامی نسبت به کار تشکیلاتی 7 ژوئيه 2008 12:31, بوسيله ى فرهاد

    با سلام با احترامی که به نوشته ی جنابعالی دارم باید متذکر شد که دیکتاتوری نتیجه ی فعالیتهای اقتصادی و سیاسی یک جامعه است نه اساس ساخت آن . و یکی از بزرگترین مشکلات متفکرین ایران هم اینست که دائما خود را با جوامع غربی مقایسه میکنند که فرماسیونهای آن جوامع با فرماسیون و شیوه ی تولیدی متفاوتی نسبت به جوامع آسیائی پیشرفت کرده اگر چه هم اکنون به هم نزدیک شده است در غرب بدین طریق بوده است که برده داری تبدیل به فئودالی و فئودالی تبدیل به سرمایه داری شده است در حالی که تمدن ایرانی با سیستم برده داری اساسا شروع نشده اگر چه بعضی مرخان معتقدند که در زمان کوروش در جنوب ایران جنبش عظیمی به راه افتاده بود ولی هیچگاه برده داری در ایران با یک شکل تشکیلات حکومتی وجود نداشته است همینطور هم فئودالی هیچگاه نتوانست خود را به عنوان یک حکومت بلامنازع مطرح کند و به همین دلیل بود که فئودالی عموما در بعضی از نقاط خوش آب و هوائی ایران به عنوان حکومتهای محلی شناخته شده اند لذا مقایسه خودمان با غرب در زمینه ی شکل گیری تمدن ما را به جائی نخواهد رساند و میبینیم که تحلیلهای متفکرین ما هم دائما تغییر میکند و روند ثابت و پیش رونده را ندارد انقلاب مشروطه میکنیم آیت الله ئی را اعدام میکنیم دوباره انقلاب اسلامی میکنیم آیت الله ئی را سر کار میاوریم همانطور که مشاهده میکنید در مناطقی که فئودالیته مسلط است از همان مناطق قدرت مشروطه حرکت میکند و در مناطقی که زندگی تلخ فئودالی را نچشیده اند نقطه ی قدرت آخوندها میشود این گونه گونی نیاز به تحلیل دارد مثلا در آذربایجان قدرت مشروطه را میبینیم و به پیوست آن تغییر و تحولات عظیم دیگر تشکلات اولیه ایران هم میبینیم که در میاندواب شروع میشود یا جنبش عظیم جنگل را با تشکلات قوی آن ولی در کرمان بلوچستان جنوب خراسان چنین چیزی مشاهده نمیشود و آخوندها را هم میبینیم که در دوران مبارزاتشان با شاه حاظر نبودند در شمال و یا غرب ایران زندگی کنند چون مردم احترامی برای آنان قائل نبوده و نیستند ولی وقتی به کرمان باز میگردیم حتی بسیاری از نام فامیل افراد با آب شروع میشود خدایان آب را میپرستیدند به همین دلیل قدرت هم از آب گرفته شده بود کسی که چشمه ای داشت یا قنات صاحب قدرت بود نه آنکه مانند فئودالی کسی که مالک زمین بود لذا منشا قدرت آب بوده است دیگران با این قدرت به زیر سلطه کشیده میشدند پس ما باید با تولید اسیائی روبرو شده باشیم که فقط مارکس توانست یک سری طرحهای اولیه بدهد و پس از او به ندرت با متفکری برخورد کرده ایم که این شیوه ی تولید را ارزیابی کند دیکتاتوری آب چیست چگونه اعمال شده است تشکیلات حکومتی ان چگونه بوده است چگونه میتوان بر آن غلبه کرد اینها معماهائیست که توسط متفکرین ما گشوده نشده است روابط اجتماعی این اجتماع با کارکنانشان چگونه بوده مثلا در طبس ما با هزاران کیلومتر قنات حفر شده روبروئیم دستمزد کارکنان چگونه پرداخت میشده ؟ آیا حفاران هم سهمی در مالکیت قنات داشته اند ؟ اطلاعات ما تحلیل و بررسی و پیشرفت نکرده است پس از آنکه ما توانستیم به این گونگونی سئوالها جواب دهیم به این نکته ی کلیدی میرسیم که بخش رشد کرده در این نظام و رشد کرده در فئودالی دارای چه روابطی بوده اند ؟ تاثیر آن در کلیت جامعه ی ایرانی چیست ؟ خواستها و نیازها و پیشرفت بطور کلی از کدام سمت امکان پذیر است ؟ وقتی از کالا - پول - کالا حرف میزنیم میتوانیم روند رشد آنرا نیز تشخیص دهیم چون متفکرین اروپائی جواب همه ی سئوالات را داده اند در تولید آسیائی ما با مشکلات عدیده ای روبرو هستیم و بینهایت سئوال آیا مبادله همان سیستم کالا-پول- کالا را داشته ؟ چگونه ؟ آیا همانطور که پیشه وران در فئودالی بازارها را شکل میدادند بازار در این شهرها که هنوز آثارش وجود دارد چه نقشی داشته ؟ آیا همان افراد پس از سالها بازار تهران را هم بدست گرفته اند ؟ چگونه ؟ امیدوارم در این زمینه ها اطلاعات و بررسی های بیشتری انجام گیرد تا تاثیر متقابل رفتارها ی سیاسی و اقتصادی ایران معین گردند و تا زمانی که ما به یک تحلیل منطقی از تاریخ کشورمان دست نیابیم قطعا به یک راه حل برای برون رفت از بحرانهای حاکم بر ایران دست نخواهیم یافت و تا آنزمان ما نمیتوانیم در مورد عمل و عکس العمل سیاسی و اقتصادی مردم ایران حکم دهیم و حکمهای داده شده ی تا کنونی را نیز زمان ثابت کرده است که باطل بوده اند با تشکر تا بعد

    پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای بهمن احمدی امویی محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.