افسوس برای نرگس های افغانستان

سه شنبه 27 اكتبر 2015


"من با روزنامه ها زندگی نمی کنم با روزنامه نگاری زندگی می کنم، باور کنید روزنامه نگاری فقط کار در روزنامه های کاغذی نیست .این جملاتی است که از وقتی منشی شعبه بیست و شش دادگاه انقلاب حکم «30 سال ممنوعیت از فعالیت روزنامه نگاری» را به دست ژیلا داد، بارها و بارها از او شنیده ام .او در این سالها از راه های دیگر هم روزنامه نگاری را ادامه داده ، یکی از این راه ها نوشتن کتاب است . در یک سال گذشته هر زمان از ژیلا می پرسند حالا چه کار می کنی، با یک خنده تلخ می گوید : سال 79 وقتی تعطیلی فله ای مطبوعات را داشتیم ، کتاب " روزنامه نگاران غصه می خورند و پیر می شوند " را نوشتم . حالا هم همین کار را می کنم .

هر چند که برخی از کتاب هایش امکان چاپ در ایران را پیدا نکرد. مثل "زنان در بند 209 اوین " که در خارج منتشر شد.اما هفته گذشته کتاب جدید ژیلا با عنوان " افسوس برای نرگس های افغانستان " چاپ شد. انتشارات کویر آن را منتشر کرد.داستان سفرهای مکرر او به افغانستان است . سفرهایی هشت گانه ای که تنها در دوتای آنها، با او بودم. گزارش های توصیفی ، تحقیقی ، میدانی و گزارش هایی از اشخاص، خمیرمایه اصلی آن را تشکیل می دهد . گزارش هایی که گاه به مرز داستان نزدیک می شود و خواننده احساس می کند دارد یک رمان می خواند . همین گزارش های مختلف هستند که ژیلا به اتکا آنها، می گوید :" روزنامه نگاری فقط کار در روزنامه های کاغذی نیست ."

جملاتی کوتاه و کلماتی که برای فهمیدن نیاز به نفسیر ندارند و خواننده را یک راست به دره پنج شیر ، خانه احمد شاه مسعود ، کوچه های کابل و هرات می برد.

برای خرید اینترنی کتاب به آدرس زیر مراجعه کنید

http://shahreketabonline.com/produc...






اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای بهمن احمدی امویی محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.