گفت و گو با حسین علایی، رئیس اسبق ستاد مشترک سپاه

از اقتصاد جهادی تا اقتصاد سرداری

شنبه 3 اوت 2019


هدف از این مصاحبه این است که ببینیم سپاه چطور وارد فعالیتهای اقتصادی شد و الآن در چه وضعیتی است؟ هر اتفاقی میافتد بسیاری بر این باورند کار سپاه است. به نظر شما درست است یا نه؟ چون بعضی وقتها ممکن است بزرگنمایی رسانهای شده باشد. اولین جرقههای حضور سپاه در حوزههای اقتصادی ازچه زمانی شروع شد؟

جنگ که تمام شد، یکسری ظرفیتهایی در کشور ایجاد شده بود. یکی از این ظرفیتها توانمند شدن سپاه بود؛ یعنی سپاه دارای یک ظرفیت نظامی ملی و یک توان مهندسی شد. گسترش تشکیلاتی شدید پیدا کرده بود. ازنظر نیرو و هم ازنظر تجربه و امکانات؟ سردار علایی: سپاه پرقدرتترین سازمان نظامی است که خود ایران آن را درست کرده است. ارتش در ایران، مخصوصاً در دورهی پهلویها، عمدتاً با کمک خارجیها شکل گرفت. دستور کار آن و اینکه ارتش چه باید باشد. کارکرد نیروهای سهگانهی زمینی، هوایی و دریایی چه ترکیبی باید داشته باشند. استراتژی این ارتش چه باشد، دکترینش چه باشد، ازچه تاکتیکهایی استفاده کند، چه سلاحهایی داشته باشد، از چه جنگافزارهایی استفاده کند، چگونه باید تجهیز شود، چه آموزشهایی ببیند، همهی اینها خارج از ایران برنامهریزی شده بود. در بهترین حالت این بود که دولت ایران از مستشاران خارجی برای حل مسائل امنیتی و نظامی خود استفاده میکرد. مثل ژاندارمری که الگوگیری از فرانسویها برای تأمین امنیت روستاها و راهها بود. اولین باری که بعد از دوران ایلاتی و دوران ملوکالطوایفی در ایران، ارتشی به وجود آمد که خود ایرانیها آن را درست کردند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. یک ساختار نظامی درست شد که خود ایرانیها مبتکرش بودند و نیازهای جنگ آن را توسعه داد و دفاع بود که به آنها میگفت که شما چه مسیری را باید طی کنید؛ بنابراین یکی از نتایج جنگ این بود که ما یک نیروی مسلح واقعاً برآمده از متن خواست ملت ایران و نیازهای کشور ایجاد کردیم. اتفاقاً این سپاه هم چون بر اساس توانمندیهای ملی درست شد، خیلی زود در جنگ درخشید. میخواهم بگویم یکی از نتایج جنگ این بود که ظرفیت عظیمی، نیروی مسلح جدیدی در ایران به وجود آمد که ایران خودش مبتکر آن بود و خودش میگفت ما چه باید داشته باشیم، چه سلاحی باید داشت، چه جنگافزاری، چه آموزشهایی داشته باشد، چگونه آن را سازمان بدهیم و با چه هدفی آن را به وجود بیاوریم. در دل این ظرفیت، ظرفیتهای دیگری نیز به وجود آمد. مثلاً ظرفیت مهندسی جنگ. قدرت مهندسیای که در جنگ پیدا کردیم یک قدرت و استعداد بالایی بود. یکی در حوزهی طراحی سازهها، ابزارها و امکانات و تجهیزات مهندسی مثل پل و جاده و زیرساختهای اینچنینی، سپاه و جهاد ظرفیت طراحی مهندسی بالایی به دست آورده بودند. تمرکز ماشینآلات هم در این سازمانها شکل گرفت. کلی لودر و بولدوزر و گریدر و ماشینآلات مهندسی برای مقابله با ارتش عراق در اختیار داشتیم.

با توجه به تجهیزات و امکاناتی که سپاه داشت، دولت آقای هاشمی از سال 68 به بعد خیلی تلاش کرد این توان و تجهیزات را به بخشهای دیگری از اقتصاد کشور منتقل کند ولی سپاه مخالفت کرد. همین زمینهای شد که دولت به این نتیجه رسید که چارهای نیست. حالا که سپاه مخالفت کرده، اجازه بدهیم که خود سپاه وارد فعالیتهای اقتصادی شود؟

نه اصلاً اینطور نبود. اتفاقاً یکی از ابتکارات خوب آقای هاشمی رفسنجانی و فرماندهی سپاه در آن زمان این بود که ظرفیت سازماندهی شده در دوران جنگ را بلافاصله در سازندگی کشور بکار گرفتند. آنهم درجاهایی که ما اصلاً بخش خصوصی فعال و توانمند نداشتیم.

اصلاً این بحث مطرح نشد که توان و امکانات و ماشینآلات سپاه را بهجاهای دیگر منتقل کنند؟

نه اصلاً چنین بحثی نبود.

گفته شده در سفری به سنگال ظاهراً آقای روغنی زنجانی، رئیس وقت سازمان برنامه، به آقای هاشمی میگوید حالا که سپاه این تشکیلات را به دولت نمیدهد، ما به خودشان این کارها را محول کنیم. سرآغاز این کار هم با سد کرخه شروع شد.

اصلاً این ماشین آلات مهندسی جزء تشکیلات سپاه بود. وقتی شما یک ساختار و سازمان آمادهای دارید و از طرفی سازمان و ساختار دیگری وجود ندارد، بهتر است از آن در سازندگی کشور استفاده شود. بعد از پایان جنگ برای سرعت دادن به توسعهی کشور چارهای دیگر بهجز بهکارگیری ظرفیتهای دوران دفاع برای بازسازی کشور نبود. بعد از جنگ بود و بخش خصوصی قدرت و توان آنچنانی نداشت. بخش دولتی هم که ظرفیت مشخصی داشت. به نظر من یکی از ابتکاراتی که آقای هاشمی رفسنجانی و فرماندهی سپاه باهم بکار گرفتند، همین موضوع بهکارگیری ظرفیت مهندسی ایجادشده در دوران جنگ برای سازندگی کشور بود. اولاً این ظرفیت را به بخش سازندگی وارد کردند و نگذاشتند ماشینآلات مهندسی در پادگانها از بین برود. دوم اینکه این ظرفیت را در جاهایی به کار گرفتند که نیاز به تأمین امنیت هم داشت. مثلاً در کردستان. تمام لولهکشیهای گاز را در کردستان اینها انجام دادند. در کردستان بعد از جنگ ناامنی وجود داشت و هنوز امنیت برقرار نشده بود.

سپاه میرفت آنجا کار مهندسی انجام میداد و امنیت آنها را هم حفظ میکرد؛ بنابراین شما میبینید کارهای بسیار بزرگ و خوبی، بدون اینکه جایگزین بخش خصوصی بشوند، بدون اینکه مزاحم بخش خصوصی بشوند، انجام گرفت. یا مثلا در خوزستان، آن زمانی که سپاه قرارداد سد کرخه را داشت، هنوز مسئلهی پاکسازی زمین از مین و مواد منفجره مسئلهی اصلی بود و هنوز هم ظرفیت بخش خصوصی شکل نگرفته بود ... سپاه تمام ماشینآلات خود را آنجا برد و سد خاکی کرخه را ساختند. یا پروژههایی که در بلوچستان انجام دادند. در بلوچستان هم همین مسئلهی امنیت و ثبات مطرح است، درجاهای سخت پروژههای خوب و بزرگی را انجام دادند. آدمهای داوطلبی هم برای رفتن به مناطق محروم وجود داشتند، افرادی که نیاز نبود برای اینها هزینههای بالا بکنید. در بخش خصوصی بهاندازهی ارزش هر فرد به او پول میدهید، در اینجا نه. خیلی از آدمها انگیزه داشتند و کار میکردند. بدون اینکه پولهای درستوحسابی بگیرند؛ بنابراین خیلی کارهای خوب و بزرگی انجام شد. البته یک کار دیگری هم آقای هاشمی رفسنجانی و آقای محسن رضایی میخواستند انجام دهند که آن کار شکل نگرفت و آن اینکه تشکیلاتی درست شد بنام پیشگامان سازندگی و میخواستند ظرفیتهای دیگری را هم برای توسعهی کشور بکار بگیرند که پا نگرفت

مثلاً چه ظرفیتهایی؟

ظرفیت بخشهای مختلفی که ممکن بود در بخشهای دیگر سپاه باشد. یا انسانهایی که بعد از جنگ از سپاه بیرون رفته بودند و ظرفیت تخصصی مهندسی و علمی و فکری داشتند، جذب کنند. بخش خصوصی هم هنوز اینها را نتوانسته بود جذب کند، میخواستند یک تشکیلاتی درست کنند که وابسته به سپاه نباشند. بیایند شرکتهایی را بهصورت خصوصی درست کنند و کمک کنند که بخش خصوصی همگام با نیازهای نظام شکل بگیرد. ولی خیلی این برنامه پا نگرفت. یکی از آنها شرکت بهمن بود که خودروسازی را راه انداخت. این یکی از کارها بود. آن موقع منابع بهاندازهی کافی نبود، گفتند یک سرمایهای را بگیرید، بسیجیها سرمایهگذاری کنند و راه بیندازیم واتفاقا راه افتاد.

اتفاقاً بحثی مطرح است، میگویند در میان رهبران ارشد نظام این مطرح بوده که ما باید طبقه و بخش خصوصی متناسب با خودمان را ایجاد کنیم. بخش خصوصی که به سیستم متعهد باشد و درعینحال کارهای سازندگی و غیره را انجام دهد. آن چیزی که بیشتر در جلسات بحث میشد با این زاویه ی دید نبود. با این دیدگاه بود که الآن کشور باید به سمت سازندگی برود، باید کشور تمام ویرانیهای جنگ را بسازد، اقتصاد را راه بیندازد. برای اینکه اقتصاد را راه بیندازیم به دو چیز نیاز داریم، یکی سرمایه گذاری است و یکی هم سازمانهای اجرایی که در بخش خصوصی باشند.

و اینها را هم خودمان ایجاد کنیم؟

نه نمیگفتند خودمان ایجاد کنیم. میگفتند بخش خصوصی هرچه میتواند و میخواهد کار به آن بدهیم. لیکن توان بخش خصوصی و بخش دولتی بهاندازهی پروژههایی که تعریف کردیم، وجود نداشت؛ بنابراین یا باید برویم خارجیها را بیاوریم یا از ظرفیتهای موجود استفاده کنیم. یکی از ظرفیتهای موجود، ظرفیت نیروهای مسلح بود، اتفاقاً ارتش را هم میخواستند وارد این کار کنند. ولی ارتش خیلی نتوانست، والا دست ارتش هم باز بود که بیاید مهندسیاش را برای سازندگی بیاورد، مثل سپاه، ولی سپاه در جنگ انعطاف لازم را داشت.

اصلاً با انعطاف به وجود آمده بود اما ارتش یک ساختار رسمی مشخصی داشت که درجهی انعطاف آن نسبت به سپاه کمتر بود؛ بنابراین بااینکه به ارتش این اختیار را دادند که بیاید و از این کارها بکند و ظرفیت بالایی هم داشت، اما نیامدند. فکر کنم ماشینآلات مهندسی ارتش احتمالاً بیشتر از سپاه بود. بالاخره ظرفیت عظیمی بود. ولی این ظرفیت نیامد.

هیچوقت این نگرانی وجود نداشت که این همه گستردگی تشکیلاتی و اقتصادی و مالی در سپاه میتواند خطراتی ایجاد کند؟

آن موقع بحث فقط این بود که چگونه و با سرعت بیشتری کشور را بسازیم.

ولی خیلی قبلتر از آن این بحث مطرح بود. مثلاً آقای مهدوی کنی در خاطراتش این موضوع را مطرح میکند. موقعی که بحث انحلال کمیتهها مطرح میشود. در سال 66 اگر اشتباه نکنم، ایشان استدلال میکنند که نیروهایی که به جبهه رفتهاند، میتوانند خطرناک باشند؛ بنابراین ما باید یک نیرویی داشته باشیم از همان جنس که بتواند در برابر آن مقاومت بکند و مانع از زیادهخواهی آن نیروی بازگشته از جنگ شود، منظورش سپاه بوده، بنابراین تحلیل میکند ما نباید اجازه دهیم کمیتهها منحل شوند. چراکه این کمیتهها میتوانند بهنوعی توازن را در برابر سپاه ایجاد کنند؛ یعنی میخواهم بگویم که از سال 66 چنین بحثهایی مطرح بوده است. وقتی چنین مسئله ای از سال 66 مطرح میشود، پس در آن سطوح این نگرانیها میتوانسته وجود داشته باشد؛ بنابراین وقتی تشکیلاتی این همه گسترش پیدا میکند، این گستردگی میتواند عواقبی داشته باشد که الآن درگیرش هستیم.

حالا این یک بحث دیگری است. من فکر میکنم در حال حاضر مسائل و مشکلات اقتصاد کشور این موضوع نیست، موضوع فراتر از این حرفهاست. مسئلهی ما الآن این است که نگاه حاکمیتی به اقتصاد دچار ایراد است. باید اقتصاد را راه بیندازیم، در اقتصاد فعلی کشور تصمیمگیریهای بزرگی که بتواند فضای کسبوکار و بستر مناسب را برای رشد بخش خصوصی و توسعهی توان مردم ایجاد کند، دچار ایراد است. علتش این است که دولت بین تناقض چگونگی حمایت از مردم و چگونگی رشد و توسعه و پیشرفت گیر کرده است.

یعنی حاکمیت با گزاره های متضاد؟

بله. ازیکطرف اگر بخواهیم اقتصاد راه بیفتد باید آزادی عمل کامل به بخش خصوصی بدهیم، باید دولت مداخلههایش را در حوزهی اقتصاد به حداقل ممکن برساند، دولت باید تصدیگری را کنار بگذارد، دولت باید برود در جایگاه سیاستگذاری، دولت باید برود در جایگاه ایجاد ثبات در اقتصاد کلان، برای اینکه وارد این فضاها شود نیاز دارد که نرخ ارز و مبادلهی ارز را آزاد بگذارد، در فرآیندهای قیمتگذاری دخالت نکند، بگذارد نظام عرضه و تقاضا در اقتصاد کار کند، رقابت را واقعاً به رسمیت بشناسد، بگذارد شرکتهای بخش خصوصی با هم رقابت بکنند، یارانه بهویژه یارانهی انرژی را باید بهطور کامل بهصورت مستقیم بردارد. گیر بزرگی که الآن در اقتصاد داریم، این است. الآن گیر ما اصلاً اینکه نیروهای مسلح در سازندگی فعال باشند نیست، اگر دست بخش خصوصی را باز بگذاریم سپاه و ارتش هم در سازندگی فعال باشند، هرکسی توان اقتصادی دارد وارد میدان شود. با نگاه اقتصاد آزاد، هرکسی میتواند رقابت کند، بیاید.

بحثمان در مورد حضور سپاه در عرصه ی اقتصادی است. شما میگویید سد کرخه کار خوبی بود، نسبت به خوب و بد بودنش اظهارنظری نمیکنیم ولی باعث شد که یواشیواش حضور سپاه در عرصههای دیگر هم گسترش پیدا کند مثلاً میرود به سمت بانکداری، میرود به سمت مؤسسات مالی و اعتباری، میرود به سمت رقابت با بخش خصوصی. در بسیاری از مناقصهها، با توجه به امکانات و تجهیزاتی که شما هم تأیید کردید که در اختیار داشت، میتوانست باقیمتهایی خیلی پایینتر، برنده باشد. البته اگر مناقصهای برگزار میشد و دخالتی وجود نداشت. درنتیجه اکثر پروژههای بزرگ و کلان را سپاه در اختیار گرفت تا کار بجایی رسیده که الآن کمترین پروژهای با رقم بالا وجود دارد که سپاه در آن نقشی نداشته باشد. به عنوان برنده مناقصه دست اول، حالا ممکن است در زمان اجرا به شرکتهای کوچک بخش خصوصی بخشهایی را واگذار کند. ولی برنده ی اصلی مناقصه و درواقع برندهی اصلی سود خودش میشود؛ بنابراین بخش خصوصی هیچوقت پا نمیگیرد که بخواهد سود قابل توجهی داشته باشد، رشد کند و بزرگ شود ... شنیده شده شهید شوشتری در سال 84 که انتخابات بود و آقای هاشمی میخواست بیاید، در جلسه ای به اطرافیان آقای هاشمی با این مضمون گفته بود دیگر ما در حد سد کرخه قبول نداریم. ما میخواهیم که در دولت باشیم، میخواهیم وزارتخانه داشته باشیم، میخواهیم که پروژههای بیشتری داشته باشیم.

الآن سیاست سپاه عوض شده است و به دنبال آن است که جای بخش خصوصی را تنگ نکند.

روند را بررسی میکنیم که چه اتفاقی افتاد تا به اینجا رسیدیم؟

طبیعی است وقتی هرجایی شروع میکنید به کار کردن، کار توسعه میآورد. هر شرکتی وقتی شروع میکند به فعالیت، کوچک باقی نمیماند، آرامآرام توسعه پیدا میکند، توان پیدا میکند، رشد پیدا میکند. اصولاً خاصیت کار اقتصادی توسعه و رشد است.

سؤال این است که چرا اجازه داده نشده این خاصیت در بخش خصوصی گسترش پیدا کند؟

آن دیگر به سیاست دولت برمیگردد، به سپاه ارتباطی ندارد. همین الآن دولت تصمیم بگیرد تا بخش خصوصی را توسعه دهد، خیلی از مسائل حل میشود.

شما ببینید وقتی خصوصیسازی میشود سپاه میرود و میخرد.

برای اینکه خصوصیسازی نشده، باید خصوصیسازی واقعی انجام شود. میخواهم بگویم دولت خیلی کارها میتواند انجام دهد که ربطی به اینکه سپاه در حوزهی اقتصاد چهکار میکند ندارد. دولت تصمیمات بسیار بزرگ میتواند بگیرد. الآن کشور 5000 کیلومتر راه اتوبان نیاز دارد. اگر دولت بیاید تصمیم بگیرد که ساخت این 5000 کیلومتر را به بخش خصوصی واگذار کند که بیایند سرمایهگذاری کنند و نرخ عوارض راه را بعد از ساخت با کمک همینهایی که با آنها قرارداد بستهاند بهگونهای تنظیم کند که برای بخش خصوصی بصرفد، ببینید چه گسترشی در بخش خصوصی اتفاق میافتد. این اقدام یکی از راهکارهای مقابله با تحریم آمریکاست.

وقتی میخواهد این کار را بکند باز سپاه میاید و برندهی مناقصه میشود.

دولت میتواند بگوید من سپاه و ارتش را نمیپذیرم، اصلاً بخش دولتی را نمیپذیرم.

پس چرا در جاهای دیگر میگفتند میپذیریم؟

میگویم دولت میتواند این کار را بکند مثلاینکه همین الآن از زمانی که آقای زنگنه آمده دیگر پروژهای به سپاه در حوزهی پارس جنوبی نداده است. این به ضعف دولت برمیگردد. بله دولت میتواند بخش خصوصی را حمایت کند، سپاه که نمیتواند خودش بیاید بگوید من پروژه میخواهم، همهی پروژهها دست دولت است، همهی پول کشور دست دولت است، دولت برای هزینهکرد بودجهی کشور برنامهریزی کند. الآن یکی از معضلات کشور حجم بالای نقدینگی است، نقدینگی سرگردانی که چون پروژه نیست بجای اینکه برود در تولید میرود در خرید سکه و ارز. دولت بیاید چند پروژهی بسیار بزرگ تعریف کند فقط هم بدهد به بخش خصوصی، خصوصی ناب، به بخشهای دولتی خودش هم ندهد. بخش بزرگی از این نقدینگی مخرب وارد این حوزهها میشود.

حضور سپاه در بانکداری و موسسات مالی اعتباری را چگونه توجیه میکنید؟

الآن که رهبری دستور داده جمع شوند.

الآن بله. ولی برگردیم به سالهای 83-84 و پسازآن که بهشدت در دورهی آقای احمدینژاد رشد کرد تا دلتان بخواهد مؤسسات مالی و اعتباری و بانکهای خصوصی و البته بانکهای وابسته به نهادهای نظامی ایجاد شد.

آن بستگی به دولت داشت، آقای احمدی نژاد این سیاست را داشت.

آقای احمدی نژاد نماینده کی بود؟

ما اینطور تحلیل نمیکنیم، بالاخره دولت بود.

درست است که دولت بود ولی اینجور نبود، دولت نماینده ی یک سری از نیروهای اجتماعی است و ازقضا بیشترین حمایت را از جانب سپاه داشت. بهخصوص در چهار سال اول.

همین آقای احمدی نژاد هم در دوران آخر حکومتش ضد سپاه شد. اول نمایندگی کرد ولی در ادامه به سمت دیگری رفت. منظورم این است که دولتها قدرت عظیمی دارند و دولتها اگر نگاهشان به اقتصاد درست باشد خیلی از مسائل کشور حلوفصل میشود، همین الآن دولت آقای روحانی، الآن چند سال است؟ پنج سال بیشتر شد. ببینید چهکارهای عظیمی در این دوران در تقویت بخش خصوصی اقتصاد آزاد میتوانست بکند؟ اینها همه معطل مانده است. اگر سیاست دولتها درست باشد این خصوصیها رشد میکنند.

بحث قدرت پنهان است. مثلاً اگر بخواهند مخابرات را بفروشند، نمیگویند سپاه بیاید ولی یکدفعه سپاه میآید خریدارش میشود.

ازنظر تئوریک، دولت مشکل دارد، دولت تصمیم تئوریک باید بگیرد که اقتصاد چگونه و بر اساس کدام نظریهی اقتصادی رشد میکند، پیشرفت چگونه اتفاق میافتد، توسعه چگونه به وجود میآید. اگر این تصمیم را بگیرد بسیاری از این مسائل حل میشود.

اینها حرف درست است ولی در عرصه ی عمل صحبت میکنیم نه تئوری؟

همین الآن، شش سال است آقای روحانی سرکار است، آقای روحانی که هیچ موقع با سپاه خوب نبود. در دوران جنگ هم میگفتند خوب نیست. هیچ موقع خوب نبوده، شش سال فرصت بسیار بزرگی است؛ اما برای توسعه ی اقتصادی چه کار کرده است.

همه ناشی از ناکارآمدی و عدم صداقت او است؟

نه. برای اینکه نگاهشان به نظریههای اقتصادی مسئله دارد. دولت باید چند تصمیم اساسی بگیرد. اینکه بپذیرد برود در جایگاه خودش. بپذیرد که ظرفیتهای اقتصادی کشور در بخش خصوصی توسعه پیدا کند. دولت باید فضای مناسب کسبوکار ایجاد کند، فضای کسبوکار یعنی چه؟ یعنی اجازه بدهند بخش خصوصی در حوزهی اقتصاد با کاهش قوانین و مقررات دست و پاگیر فعال باشد. مهمترین مسئله ی دولت چگونگی سیاستگذاری هاست؛ اگر دولت تمرکز روی این کار میگذاشت خیلی از مسائل حل شده بود. در اجرا از این اتفاقات میافتد، بالاخره همهی آدمها تلاش میکنند برای هدف خودشان. مسئله ی مهم این است که اگر سیاستگذاری های درستی انجام شود خیلی از مسائل و مشکلات حل میشود.

همین الآن در آمریکا مگر دموکراتها تا جاییکه میتوانند مقابل ترامپ نیستند؟ در همهی چیزها هستند، در همهجا دعوا و درگیری است، رسماً هم میگویند این ترامپ بیخود میکند، اشتباه میکند. ولی ترامپ از ظرفیتهای موجود استفاده میکند و کار خودش را جلو میبرد. معتقدم ظرفیتی که در اختیار دولت هست ظرفیت بسیار عظیمی است، دو سه چیز در اختیار دولتهاست که در اختیار هیچکس نیست. اقتصاد در اختیار دولت است. ازنظر سیاستگذاری و برنامهریزی، برنامهریزی و سیاستگذاری اقتصاد در اختیار دولت است، دولت میتواند برنامه درستوحسابی برای اقتصاد بدهد که مهمترینش نگاه به اقتصاد است، داشتن تئوری اقتصادی است، دولت بپذیرد که اقتصاد از طریق بخش خصوصی توسعه پیدا میکند.

بعد آن نهاد یا دولت در سایه با او مخالفت نمیکند؟

خب مخالفت کند مگر قرار است ما هر کاری میکنیم بدون مخالف باشد.

و همین فرسودگی و عدم تحرک و درجا زدن را موجب میشود.

نه. اتفاقاً با تصمیمات بزرگ خیلیها موافقند. دولت از ظرفیتها باید استفاده کند، مسئله این است که پول و اعتبارات در اختیار دولت است، تمام پول نفت و ارز و پتروشیمی و غیره همه در اختیار دولت است، مالیات در اختیار دولت است. دولت میتواند برای اینها تصمیم بگیرد. اگر دولت تصمیمهای خوب بگیرد میدانید چه تحول بزرگی در حوزهی اقتصاد به وجود میآید؟ اینها خیلی مسائل مهمی است، اگر دولت تصمیمگیریهای اقتصادی درستی انجام دهد بخشهایی که برای اقتصاد مفید نیستند آرامآرام تضعیف میشوند و بخشهایی که برای توسعهی اقتصادی مفید هستند تقویت میشوند. فکر میکنم این مهمترین مسئله است که باید انجام شود.

تعبیری وجود دارد که میگویند ساختار جمهوری اسلامی بهصورت کلی بخش خصوصی خیلی قوی نمیخواهد، خیلی قوی منظورم خیلی بزرگ است. چون این استقلال میتواند تبعات دیگری داشته باشد، آیا این را قبول دارید شما؟

عیب ندارد. خیلی از دولتها هستند که از بخش خصوصی گردنکلفت و قدرتمند استقبال نمیکنند. مثلاً فرض کنید دولت دوست ندارد فقط در کشور ده تا گردنکلفت اقتصادی باشد، عیب ندارد ولی قدرتمندان اقتصادی میتوانند 500 تا باشند.

500 تا کوچک؟

بله چه اشکالی دارد؟ 500 تا شرکت خصوصی قوی و کوچک خیلی خوب است به نفع مردم هم هست.

500 تا کوچک به وجود میآید که حداکثر میتواند چند خیابان را آسفالت کند. ولی طرحهای بزرگ مثلاً خط لوله صلح از خلیجفارس تا مرز پاکستان را به سپاه میدهند؟

منظور این است که ظرفیت برای توسعه ی بخش خصوصی خیلی بالاست و ما اگر اینجاها را جلو ببریم خیلی کارها انجام میشود. الآن مسئلهی اصلی درافتادن با اینهایی که کاری انجام میدهند نیست، مسئلهی اصلی ما جای دیگری است. آن را باید حل کنیم. مهمترین مسئلهی کشور سیاستگذاری است الآن سیاستهای اقتصادی کشور اشکال دارد.

حتی در همین حوزههای کوچک، بسیاری از شرکتهای ارائه دهندهی خدمات اینترنتی در اختیار سپاه است. این میتواند یک نگاه امنیتی داشته باشد که ما میخواهیم یکسری کنترلها باشد؟

در هر حکومتی این چیزها وجود دارد. هیچ حکومتی نمیتواند این مسائل را به صفر برساند. مهم این است که چگونه میتوانیم کشور را به سمت پیشرفت و توسعه پیش ببریم، برای اینکه ما این را انجام بدهیم راهحل این است که دولت تئوری اقتصادی داشته باشد، بر اساس این تئوری اقتصادی پیشرفت را برنامهریزی کند، دولت میتواند پیشرفت کشور را با بهکارگیری بخش خصوصی جلو ببرد.

فرض کنید که من یک بخش خصوصی هستم که قدرت زیادی دارم ازنظر اقتصادی، نیروی نظامی هم دارم، نیروی اطلاعاتی هم دارم؛ آن وقت شما میتوانید با من رقابت کنید؟

ببینید شما الآن مجله دارید، دولت هم مجله دارد، اما دارید به حیاتتان ادامه میدهید.

ولی در حالت ورشکستگی و اینکه معلوم نیست فردا ادامه حیات بدهد؟

بله. روزنامه کیهان هست، روزنامه های بخش خصوصی هم هستند. از کدامیک بیشتر استقبال میشود؟ دولتی هست، غیردولتی هم هست، خیلی جاها خصوصیها در افکار عمومی موفقترند. من معتقدم در ایران موانع داریم. موانع متعددی هم داریم. درجاهای مختلف موانع داریم، ولی ظرفیت دولت و ظرفیت افکار عمومی آن قدر بالا هست که میتوانند بر این موانع فائق بیایند. چیزی که من در جریان هستم این است که سیاست رهبری محدود کردن اینهاست. مثلاینکه الآن گفتهاند بانکهای وابسته به نهادهای نظامی جمع شوند. ظرفیتهایی که در کشور هست بسیار فراتر از موانع موجود است. رهبری سندی را تصویب کردند بنام سند چشمانداز، اگر دولت با تکیه بر این سند دائم سیاست ببرد و تصویب کند خیلی کارهای عظیمی اتفاق میافتد چون در این سند عبارتهایی وجود دارد که اجرایی کردن آن عبارتها در واقع باز کردن دست مردم برای فعالیت است، باز کردن دست مردم برای فعالیتهای مؤثر و کارآفرین. در سند چشمانداز میگوید ما میخواهیم جایگاه اول را بین کشورهای منطقه داشته باشیم در حوزههای علم و فناوری و اقتصاد.

در مورد همین سند چشمانداز آمده که میخواهیم کشور اول منطقه بشویم، کل این مؤسسات مالی اعتباری که بهنوعی وابسته به همان قدرت در سایه هستند، یک ریال در بخش تولید کشور سرمایهگذاری نکردند. همهی آن پولی را که از مردم جمع کردند صرف خرید دلار و ارز و زمین کردهاند، مقدار خیلی زیادی از آن را هم نابود کردهاند، این دولت در سایهای که ازقضا به رهبری هم نزدیک است چرا در جهت منویات رهبری اقدام نمیکند؟

شما ممکن است بخشهای مختلف را جداجدا ارزیابی کنید. ولی من حرفم این است که دولت آنقدر ظرفیت بزرگی است و آنقدر قدرت عظیمی است که اگر بجای اینکه وقت خودش را صرف این نوع مسائل کند، صرف برنامهها و کارهای بزرگی که در اختیار خودش است، بکند، خیلی از این مسائل حل میشود.

اسناد پيوسته

  • سند (Binary Data - 579.8 kb)





اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای بهمن احمدی امویی محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.