رفراندوم در اتاق

{{{ {{روزنامه همشهری یک شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۱

بهمن احمدی‌امویی}} }}}

پلاکارد بزرگ نصب شده در ضلع غربی تقاطع سپهبدقرنی و آیت‌الله طالقانی در میان هیاهوی انتخابات شوراها، به زحمت قابل تشخیص است. اسامی خواستاران تحول اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران چندین روز است که بر روی آن نوشته شده است. اما با نزدیک شدن به روزهای پایانی انتخابات شوراها که دو روز پس از انتخابات اتاق برگزار می‌شود، رهگذران، دیگر با بی‌تفاوتی از کنار آن عبور می‌کنند. به اتاق صنایع و معادن ایران که نزدیک می‌شوم ازدحام و شلوغی فعالین اقتصادی توجهم را به خود جلب می‌کند. هرچند نفری در یک گوشه در حال صحبت و ردوبدل کردن فهرست کاندیداهای مورد علاقه خود هستند. از در ورودی به سالن اتاق ایران پا می‌گذارم، سالن را به دو قسمت تقسیم کرده‌اند، یک قسمت یک‌راست به طرف آسانسورها و پله‌ها می‌رود و قسیمت سمت راست، محل برگزاری انتخابات، دورتادور این سالن کوچک که تا همین چند روز پیش چند صندلی و کاناپه، یک ویترین مخصوص انتشارات اتاق و چند گلدان تمام وسایل و تجهیزات آن بودند، پلاکاردهایی نصب شده که اسمی نامزدهای نمایندگی اتاق تهران بر روی آن‌ها نوشته شده است. ۱۳ نفر از بخش معدن که باید چهار نفر از میان آن‌ها برگزیده شود، ۷۴ نفر از صنعت که ۱۶ نفر آن‌ها راهی هیات نمایندگان اتاق ایران می‌شوند و ۱۰۱ نفر از بازرگانان که ۲۰ نفر آن‌ها انتخاب خواهند شد.
مسوولان برگزاری انتخابات شرایط را به گونه‌ای ترتیب داده‌اند که نمایندگان خبری ایرنا، ایسنا، خبرگزاری فارس و واحد مرکزی‌خبر از میان رسانه‌ها بتوانند به بخش مربوط به انتخابات راه پیدا کنند. ساعت ۱۲ ظهر است. جا برای ایستادن و نشستن آن‌هایی که می‌خواهند رای دهند وجود ندارد. نقیبی از اعضای هیات نظارت بر انتخابات مرتبا از پشت بلندگو فریاد می‌زند:«آن‌هایی که کاندیدا هستند و رأی داده‌اند، سالن را ترک کنند. این تبلیغ محسوب می‌شود… کاری نکنید که انتخابات اتاق با مشکل مواجه شود.» ۵۰، ۶۰ صندلی در فضای نزدیک به ۷۰ متر کنار هم چیده شده و آن‌هایی که می‌خواهند رأی دهند پس از گرفتن مدارک و فرم مخصوص انتخابات کنار دست یکدیگر می‌نشینند و شروع به نوشتن می‌کنند. بعضی از آن‌ها نوشتن اسامی ۴۰ نفر مورد توجه خود را طولانی می‌کنند و به همدیگر مشورت می‌دهند. شیشه‌های سالن تماما از پوسترهایی با اسامی و عکس‌های داوطلبان پوشیده شده است. جا برای سوزن انداختن نیست. در این میان یکی دو نفر با استفاده از یک نردبان بالا می‌روند و نام‌هایی که بر روی پلاکاردها توسط روابط عمومی اتاق نوشته شده و پر از غلط است، تصحیح می‌کنند. داوطلبانی که نامشان، نادرست نوشته شده، با صدای بلند اعتراض می‌کنند. تازه تعدادی متوجه می‌شوند که اسامی برخی از آقایان داوطلب را ننوشته‌اند. دلیل آن هم معلوم نیست. فردی که بالای نردبان است ۱۰، ۱۲ اسم دیگر را اضافه می‌کند. این در حالی است ک تا حالا چهار ساعت از شروع انتخابات گذشته است.

{{ نام‌های فراموش شده}}

خسروتاج، رییس هیات‌نظارت توسط کسانی که به شیوه رأی‌گیری اعتراض داشتند احاطه شده بود. هرکس دستش را به طرفی می‌کشید. همه می‌خواستند مستقیما محل و فردی را که در حال تبلیغ برای یکسری افراد خاص بود، به او نشان دهند، او هم خسته، عصبی و نگران یک جا بند نبود. به او گفتم: این شیوه رأی‌گیری کاملا غیردموکراتیک است. این‌که دیگر نامش رأی دادن مخفی نیست، به راحتی می‌توان فهمید که چه کسی به چه کسی رأی داده است. این طوری افراد از یکدیگر متاثر می‌شوند، و او پاسخ داد:” ما کاری نمی‌توانیم بکنیم، براساس آیین‌نامه انتخابات باید در محل اتاق بازرگانی صورت بگیرد و این‌جا فضایی بیشتر از این به ما نداده‌اند.

{{این وضعیت نابسامان را چگونه توجیه می‌کنید؟}}

هرکس مشکل دارد به ما اعتراض کند و آن را برطرف خواهیم کرد.

{{الان چهار ساعت از شروع زمان انتخابات گذشته تازه در حال نوشتن اسامی برخی از افرادی که معلوم نیست به چه دلیل فراموش شده‌اند، هستند. این یعنی ضایع شدن حق آن‌ها.}}

من چنین چیزی ندیدم.

پلاکاردها و فردی که بالای نردبان بود را به او نشان دادم. عصبانی شد، و به طرف دیگر اعضای هیات نظارت رفت. من هم به دنبال رفتم و به این وسیله وارد محوطه رأی‌گیری شدم. خسروتاج به اعضای هیات نظارت گفت:” چرا نام برخی ‌ها را الان می‌نویسند” و یکی پاسخش داد: “زیاد مهم نیست. برای ما ملاک آن پوسترها با عکس‌هایی هستند که بر روی شیشه‌ها نصب شده است “و بلافاصله پشت بلندگو همین جمله را تکرار کرد.

امکان این‌که اسامی کاندیدا را به راحتی نوشت وجود ندارد. برخی‌ها ایستاده شروع به نوشتن می‌کنند. کسی از سالن خارج نمی‌شود. اما هر لحظه چند نفر جدید برای رأی دادن وارد می‌شوند. از یک در شیشه‌ای وارد یک محوطه کوچک‌تر می‌شوم. پنج صندوق رأی و چند ناظر و برخی از کارمندان اتاق ایران در کنار آن‌ها نشسته و منتظرند کسی از در وارد شود و رای‌اش را به داخل یکی از صندو‌ها بیاندازد. روبه‌رو هم روی یک در شیشه‌ای دیگر کلمه «خروج» را نوشته‌اند. از این‌جا افراد پس از رأی دادن وارد حیاط اتاق شده و از کوچه مجاور خارج می‌شوند. چند دقیقه در آن اتاق می‌نشینم، یکی دو نفر رأی‌شان را می‌دهند و می‌روند. معلوم نیست چرا که جمعیت این همه نوشتن نام داوطلبان را طول می‌دهند.

***

به خسروتاج می‌گویم:” تخلف خیلی زیاد است. باید فکری برای آن کرد “و او پاسخ می‌دهد: «من کاری نمی‌تونم بکنم وقتی از پنج نفر عضو هیات‌نظارت فقط یکی را وزیر بازرگانی معرفی می‌کند، من به تنهایی چه می‌توانم بکنم.”

{{ اگر کسی فکر می‌کند در انتخابات اتاق تقلب صورت گرفته و یا حقش ضایع شده باید به این هیات‌نظارت مراجعه کند و با این شیوه انتخاب هم کاملا طبیعی است که هیات بی‌طرف نباشد.”}}

نماینده وزیر بازرگانی در هیات‌نظارت در این رابطه می‌گوید:«تمام این مسایل و مشکلات و کمبودها از ناتوانی و ندانم‌کاری روابط عمومی آتاق است. باید قانون اتاق را اصلاح کرد، نمی‌شود که در یک چنین فضای کمی با یک چنین وضعیتی انتخابات برگزار کرد و آن وقت هم اگر مشکلی پیش آمد به افرادی شکایت برده شود که خودشان یک طرف قضیه هستند.» از پشت بلندگو مرتبا فریاد زده می‌شود:«آقای غنیمی‌فرد خواهش می‌کنم پس از رای دادن سالن را ترک کنید، در شأن شما نیست که چنین رفتار کنید.»
غنیمی‌فرد جواب می‌دهد:«مردم هوشیار باشید. تخلف‌های آشکاری صورت گرفته است.» دوباره به او می‌گویند:«آقا شما سینه‌تان درد می‌کند، بهتر است بروید.” و او پاسخ می‌دهد: «شأن من اندازه شأن مردم ایران است. باید از این شیوه‌ها دست بردارید.» چند نفر به سمت غنیمی‌فرد می‌روند و با او روبوسی می‌کنند و جروبحث را خاتمه می‌دهند. در گوشه‌ای دیگر از سالن رییس اتاق ایران و اخوان یکی از مخالفینش که برادر زنش هم هست درگیر شده‌اند. چند نفر تلاش می‌کنند آن دو را از هم جدا کنند. اخوان فریاد می‌زند:«در طبقه دوم اتاق یکسری آدم در حال تلیغ و دادن فهرست به یک عده خاص هستند. من باید این تخلف را به هیات‌نظارت نشان دهم.» خاموشی اجازه نمی‌دهد او سوار آسانسور شود. خودش هم پس از یکی دو دقیقه صحبت با خسروتاج به اتاقش در طبقه هفتم می‌رود.

خسروتاج به او می‌گوید: «یکسری تخلف صورت گرفته، اسامی برخی از آقایان را بر روی پلاکاردها ننوشته‌اند و اعتراضات زیاد است.» خاموشی هم می‌گوید:” شما بروید از آن‌هایی که در خیابان در حال تبلیغ هستند، مانع شوید.”

{{رنسانس خانوادگی و آژان‌کشی}}

از اخوان که این روزها او را به عنوان لیدر گروه خواستاران تحول می‌شناسند، می‌پرسم شما با آقای خاموشی نسبت فامیلی دارید، آیا این اختلاف باعث نمی‌شود مشکلات خانوادگی شما گسترش یابد، پاسخ می‌دهد:«پنج سال پیش که وارد اتاق شدم به خاموشی گفتم ما در خانه حرفی از اتاق نمی‌زنیم و در اتاق هم صحبتی از مسایل خانوادگی خود نمی‌کنیم.» اخوان ادامه می‌دهد:«امروز روز رنسانس ما است. وقتی خاموشی در مصاحبه با یک روزنامه صبح می‌گوید: حاضر است ریشش را بتراشد، این یعنی پیروزی ما…» در میان جمعیت یکی از رأی‌دهندگان با رییس روابط عمومی اتاق درگیر می‌شود. آن دو یکدیگر را متهم به تبلیغ به نفع کاندیداهای مورد علاقه خود می‌کنند. سروصدا بالا می‌گیرد. رییس روابط عمومی برای مدتی سالن انتخابات را ترک می‌کند و عصبی و نگران بدون این‌که پاسخ کسی را بدهد از روی پله‌هایی که به طبقه بالا می‌رود، صحنه را نظاره می‌کند. مدتی بعد دوباره برمی‌گردد. فردی از پشت بلندگو او را صدا می‌زند و می‌گوید:«آقای محمدعلی عزیز و گرامی خواهش می‌کنم از جلوی در کنار بروید.» بهزادیان یکی دیگر از مدعیان این انتخابات می‌گوید:” وقتی دیگر کار به جایی برسد که بین آقای خاموشی و اخوان جروبحث شدید پیش بیاید و این همه تخلف آشکار انجام شود، معلوم است که خیلی‌ها حاضرنیستند به این راحتی اتاق و امتیازات آن را ترک کنند. با این همه حضور پرشور فعالین اقتصادی بدون توجه به نتیجه نهایی، همان چیزی است که ما دنبالش بودیم که موفق هم شدیم. با این حضور گسترده دیگر خاموشی و تاریکی از اتاق ایران رخت بربسته است.”

وی افزود: “شرایطی که امروز به وجود آمد نشان داد که نمایندگان مجلس باید قانون اتاق را اصلاح کنند و وزیران دولت هم‌فکری برای آیین‌نامه‌های آن کنند.” یکی اعضای هیات نظارت بر سر غنیمی‌فرد فریاد می‌زند:” آقا اگر وضعیت این طور باشد من آژان می‌آورم. “غنیمی‌فرد هم پاسخ می‌دهد: “چه بهتر، آژان بیاورید.” اخوان از گوشه دیگر سالن فریاد می‌کشد: “آقا در طبقه دوم در دفتر آقای… خانمی به نام … از داخل یک کشوی میز و از داخل یک کیف مشکی، مقداری مدارک و لیست و نام به بعضی افراد می‌دهد. من باید این را به هیات نظارت نشان بدهم.” نقیبی یکی از اعضای اتاق و عضو هیات نظارت بعدها به من گفت:” ما رفتیم و چنین چیزی را ندیدیم.”

ساعت حدود ۱:۳۰ بعدازظر است. چند نفر افسر نیروی انتظامی اقدام به متفرق کردن مردم از جلوی اتاق کردند. آن‌ها هم به سمت دیگر خیابان می‌روند و آنجا تجمع می‌کنند. خبر می‌رسد که در کوچه کناری چند نفر در حال تهیه فهرستی از داوطلبان هستند و آن را به کسانی که داخل‌اند می‌رسانند. خسروتاج را به آن سمت هدایت می‌کنند. به نظر می‌رسد که او بی‌طرف‌تر از چهار عضو دیگر است. امروز روز اوست. مردی که به گفته خودش هیچ ابزاری ندارد و فقط شاهد ماجرا است. از آسانسور بالا می‌روم در طبقه هفتم میرمحمد صادقی در حال صحبت با دوتن از کارشناسان اتاق است. در دست‌هایشان کارت عضویت اتاق را دارند و آماده رأی دادن.

{{در سالن طبقه اول از عسگراولادی می‌پرسم: شما فکر می‌کنید رأی بیاورید؟}}

می‌گوید: من خودم را به خدا سپرده‌ام.

{{خوب همه خودشان را به خدا سپرده‌اند}}.

من اصلا تبلیغ نکرده‌ام. تبلیغ من همان ۲۰سال کار وتلاش برای اتاق است. البته ساختار فعلی هیات نمایندگان با این حضور گسترده‌ای که مردم داشته‌اند، یقینا تغییر خواهد کرد.

سرانجام لحظات پایانی فرا رسید، ۱۵ دقیقه به ساعت شش بعدازظهر، آخرین زمان رأی دادن، سیدعلی‌نقی سیدخاموشی ، رییس اتاق ایران، برای رأی دادن به سالن آمد.
او پس از نوشتن اسامی داوطلبان مور نظرش، به اتاق مجاور که پنج صندوق اخذ آرا در آن قرار داشت وارد شد. هرکدام از کسانی که مسوول یکی از صندوق‌ها بودند، از او خواهش می‌کردند تا رای‌اش را به داخل آن صندوق بیاندازد: آقا خواهش می‌کنم در این صندوق بیندازید… خانمی گفت:” توروخدا توی این صندوق” و یکی هم فریاد زد: “آقا برای رعایت عدالت در صندوق شماره سه رأی را بیندازید.”

خاموشی خندان و خوشحال پس از سلام و احوالپرسی با یکایک خانم‌ها و آقایان رأی‌اش را در صندوق شماره یک انداخت. یکی از کسانی که او هم در حال رأی دادن بود از خاموشی خواهش کرد که رأی‌اش را هم او به صندوق بیندازد. خاموشی با خنده گفت:«اگر اسم من در این فهرست است، می‌اندازم.» و آن را به صندوق شماره دو انداخت. او سرانجام همه را راضی کرد و سه برگ رأی دیگر را هم از آن‌هایی که می‌خواستند رأی دهند، گرفت و خودش به هریک از صندوق‌ها انداخت. یکی بلند گفت: برای سلامتی آقای خاموشی صلوات و دیگران هم صلوات فرستادند.

ا
{{ز او پرسیدم: چرا در آخرین لحظه برای دادن رأی آمدید؟}}

او گفت: می‌خواستم تا خلوت‌تر شود. خاموشی همچنین انتخابات دور‌های گذشته را سالم‌تر از این دوره ارزیابی کرد و گفت: “چون این دوره سیاسی شده شرایط زیاد مطلوب نیست.” خاموشی در آن لحظه پیش‌بینی کرد که حدود دو هزار نفر در انتخابات اتاق تهران شرکت کنند. عددی که می‌تواند تا سال‌ها یک رکورد محسوب شود.

نوشته‌های مشابه

+ نظری برای این مطلب وجود ندارد.

افزودن